سيد على اكبر برقعى قمى
376
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
و منجّمان و در بغداد زيست و به تدريس و تعليم پرداخت و در سال 612 در بغداد از دنيا رفت . و ابو محمّد خلف بن محمّد بن علىّ بن حمدون واسطى از حفّاظ حديث و صاحب كتاب اطراف احاديث صحيحى المسلم و البخارى . « 1 » واقدى : منسوب است به واقد بر وزن فاقد نام نياى ابو عبد اللّه محمّد بن عمر واقدى است يكى از قديمىترين مورّخان اسلام و صاحب تصانيف بسيار . وى از مردم مدينه بود و در بغداد زيست و از طرف مأمون در شرق بغداد منصب قضا يافت و مذهب تشيّع داشت . خطيب در تاريخ بغداد گفت : « واقدى كسى بود كه آوازهاش در شرق و غرب پيچيد و كسى نبود كه مورّخ باشد و او را نشناسد و مصنّفاتش را در فنون علم از مغازى و سير و طبقات و اخبار پيغمبر و حوادثى كه در زمان حيات آن حضرت رخ داد و حوادثى كه پس از مرگش پيش آمد كرد به شهرها بردند و هم مردى بود جواد و به جود و سخاوت شهره بود و شايد همان جود و دهشش بود كه او را در تنگناى وام افكند و نامهاى به مأمون نوشت و در آن نامه از ديونى كه فكر او را مشغول كرده شكايت كرد و مقدار آن را تعيين نمود . مأمون در جوابش نوشت : در تو دو خصلت است سخا و حيا ( بخشش و شرم ) سخاوت دستت را باز گذاشته تا آنچه دارى بدهى و حيايت تو را بر آن داشت كه مقدار دينت را براى من بنويسى ، من دو برابر مقدارى كه تو خواستى مقرر كردم كه به تو دهند و اگر دراينباره كوتاهى شده است از طرف ما نبود بلكه اين تو بودى كه آن را اظهار نكردى و مأمون او را به نظر احترام مىنگريست و در رعايت جانبش مىكوشيد » . حافظهء واقدى تا حدّى بود كه خود گفت : « كسى نيست كه حفظش بيش از كتابهايش باشد و من حفظم از كتابهايم بيشتر است » . با آنكه نوشتهاند كتابهايش ششصد قمطر مىشد . « 2 » ابن نديم گفت : « واقدى از پيروان على عليه السّلام بود و اين سخن از اوست كه : على معجزهء پيغمبر بود همچون عصا كه معجزهء موسى و همچون احياى موتى كه معجزهء عيسى بود » . واقدى در سال 130 متولّد گرديد و در سال 207 در سنّ هفتاد و هفتسالگى درگذشت و مصنّفاتش بسيار است ، از جمله : كتاب التاريخ الكبير و كتاب فتوح الشام و كتاب فتوح العراق و كتاب الطبقات و كتاب السيرة و كتاب تاريخ الفقهاء و كتاب مقتل الحسين و غير اينها . واقفى : منسوب است به واقف بر وزن عاكف و آن لقب نياى هرمى بن عبد اللّه اوسى واقفى است از صحابهء پيغمبر . و هرمى همان كسى است كه از نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گريان رفت زيرا وسيلهاى براى رفتن به جنگ نداشت و اين آيه در شأن او نازل گرديد : وَ لا عَلَى الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا
--> ( 1 ) - و نيز محمّد بن حسين واعظ واسطى مكنّى به ابو بكر در شمار محدّثان و نيز محمّد بن صديق واسطى از مردم واسط بلخ در شمار محدّثان است ( لغتنامه / دهخدا : 47 / 74 ) . ( 2 ) - قمطر بر وزن ستبر كتابدان ظرفى كه كتاب را در آن نهند ، محفظهء كتاب ، صندوقى كه در آن كتاب را نگهدارى مىكنند ( مؤلّف ) .